عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

64

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

شده است كه فعلا نارنج و بكرائى [ 48 ] و غيره موجود داشت . از ميوجات سردسيرى هم همه‌قسم انار و انگور و انجير و زردآلو و غيرها در آن غرس كرده‌اند و مجملا اگر شبانه پشه نداشته باشد نسبت به تمام گرمسيرات از جاهاى باروح و صفا و آبش هم در كمال عذوبت است و منبع آبش از بند رودآب . و غالبا معادل شش سنگ آب به كروك مىآيد . و محصول شش دانگ تقريبا صد و پنجاه خروار غلّه به انضمام جزئى صيفى است . و بنگاه رعيتى به انضمام يك حمام دارد كه مفروش از آجر [ ست ] و فراخور محلّ خود عيبى ندارد . دو طاخونه هم براى كروك ساخته‌اند كه سه ربع خالصه و يك ربعش اربابى است و خلق آنجا از عملجات خالصه و ارباب و سرباز قريب چهارصد نفر است . بالجمله بعد از ورود اوّلا درصدد اتمام نواقص كارهاى حسينعلى خان برآمده به منشيها گفتم نوشتجات دستور العمل او را بنويسند كه فردا به بم مراجعت نموده به اتفاق آقا محمد ناظر و سايرين روانهء شهر شود . و بعد از آن ميرزا عبد الرحيم خان مستوفى را خواسته به او سپردم حساب حاجى ولى خان را نوشته و هزار و دويست تومان تخفيف او را هم به خرج منظور [ دارد ] و مفاصا به او بدهد و بعد از اتمام دستور العملها و اداى فريضه و خوردن شام خوابيدم . روز چهارشنبه را نيز در كروك توقف [ كردم ] و بعضى از نواقص كارها را به‌اتمام رسانيده مفاصاى حاجى ولى خان را مهر [ كردم ] و يك ثوب خرقهء ترمهء كشميرى بطانه خزّ اعلى به‌رسم خلعت به مشار اليه دادم . و قرار شد فردا را كه پنجشنبه دهم است به‌طرف عزيزآباد خالصه [ برويم ] و او به بم معاودت كند . همين‌كه پنج ساعت از شب گذشت غلام شهر رسيد و نوشتجات از شهر كرمان [ 49 ] و از ساير جاها آورد و در اين اواخر شب مشغول خواندن نوشتجات بوديم . صبح پنجشنبه را هم به ملاحظهء شست‌وشو و هم به خيال تماشا على الطليعه به حمّام رفته نماز خوانده شست‌وشوئى نموده معاودت كردم و قريب سه ساعت از طلوع گذشته به‌طرف خالصهء عزيزآباد روانه شديم . و راه معمول از كروك به عزيزآباد به‌قرار تفصيل است كه ذيلا نوشته مىشود . زورون 69 تقريبا ربع فرسنگ از كروك گذشته به مزرعهء مسمّى به زورون مىرسد و مزرعهء مزبوره داراى بنگاه رعيتى و يك خانهء اربابى و دكان عصارى است . يك باغ مشجر